سازنده ی فیلم ضد اسلامی فتنه مسلمان شد


توییت آرنود پس از مسلمان شدن در حساب توییتر خود


«آرنود ون دورن»، از سازندگان فیلم توهین‌آمیز «فتنه» به ساحت مقدس پیامبر(ص) که در حج امسال شرکت کرده، عنوان کرد: هنگامی که در مقابل آرامگاه حضرت محمد(ص) بودم، احساس شرمساری ‌می‌کردم.


به گزارش ایکنا به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی «On Islam»، ون دورن دیروز، 26 مهرماه، در مکه مکرمه اعلام کرد که در این سفر حج به معنای آرامش و آسودگی خاطر رسیده است.

وی در حالی که اشک از چشمانش جاری بود، افزود: من اینجا خود را در میان انبوه قلب‌های مؤمن دیدم و امیدوارم که اشک ندامت همه گناهان مرا پاک کند.

دورن پیش‌تر از اعضای حزب راست‌گرای افراطی هلند موسوم به حزب آزادی و از جمله افرادی بود که در ساخت فیلم موهن فتنه دست داشت. این فیلم با اهانت به ساحت حضرت محمد(ص)، قرآن کریم و اسلام‌ را با خشونت مرتبط می‌کند.

پس از اینکه این فیلم اعتراضات زیادی را در جهان در پی داشت، ون دورن شروع به مطالعه در مورد اسلام و حضرت محمد(ص) کرد و اوایل سال جاری میلادی به دین اسلام مشرف شد.

وی گفت: از زمان رسیدن به سرزمین مقدس، بهترین روزهای عمرم را تجربه کرده‌ام و چون دلم می‌خواست که بیشتر در شهر مدینه باشم، پس از انجام اعمال حج به مدینه باز می‌گردم.

دورن که به شدت نسبت به نقش داشتن در فیلم توهین‌آمیز فتنه ابراز پشیمانی می‌کند، عنوان کرد: هنگامی که در مقابل آرامگاه حضرت محمد(ص) بودم، احساس شرمساری ‌می‌کردم و در مورد اشتباه خود در شرکت‌ داشتن در ساخت این فیلم فکر می‌کردم.

وی افزود: امیدوارم خداوند مرا ببخشد و توبه مرا بپذیرد.



منبع: entekhab.ir 

آزادی در غرب به روایت کاریکاتور

تحت تعقیب
مسلمان! مرده یا زنده! به شدت خطرناک

  یک راهبه می تواند سر تا پایش را بپوشاند تا خودش را وقف خدا کند، درست؟
اما چرا اگر یک دختر مسلمان همین کار را انجام دهد ملامت می شود؟

وقتی یک زن غربی در خانه می ماند تا از خانواده و فرزندانش مراقبت کند مورد احترام همه ی جامعه قرار می گیرد چون زندگی اش را فدای خانواده اش می کند ...
اما چرا اگر یک زن مسلمان همین کار را انجام دهد ملامت می شود؟


 
هر دختری می تواند به دانشگاه برود، هر چه دوست دارد بپوشد و حقوق و آزادی خودش را داشته باشد.
اما وقتی یک دختر مسلمان حجاب به تن می کند ، آنها از ورود
ش به دانشگاه جلوگیری می کنند.

  وقتی کودکی خودش را وقف یک موضوع می کند ، پتانسیل و استعداد دارد
اما وقتی خودش را وقف اسلام می کند، نا امید کننده می شود.

وقتی کسی جان خودش را به خطر می اندازد تا دیگران را نجات دهد ، او شریف می شود و همه به او احترام می گذارند.
اما وقتی یک فلسطینی همان کار را می کند تا فرزندش کشته نشود ، دست برادرش شکسته نشود، به مادرش تجاوز نشود ، خانه اش ویران نشود ، به مسجدش هتک حرمت نشود ... لقب " تروریست" می گیرد
!


  وقتی یک یهودی آدم می کشد، صحبتی از دین نمی شود.
اما وقتی یک مسلمان مجرم شناخته می شود، این اسلام است که محاکمه می شود!


  وقتی مشکلی باشد، ما هر راه حل موجودی را می پذیریم ، درست؟
اما اگر راه حل در اسلام باشد ، ما یک نگاه هم به آن نمی کنیم.

وقتی فردی یک ماشین عالی را به شیوه ی نامناسب می راند ، هیچ کس ماشین را مقصر نمی داند...
اما وقتی یک مسلمان یک اشتباه می کند یا با دیگران بد برخورد می کند -مردم می گویند دلیلش "اسلام" است
!

  مردم هر آنچه را که روزنامه ها می گویند باور می کنند بدون اینکه نگاهی به قوانین اسلام بی اندازند. اما آنچه قرآن می گوید را مورد سؤال قرار می دهند!

  چرا ؟




  چون او "مسلمان" است !


  آیا می خواهی این بی عدالتی را ریشه کن کنی؟
پس این پیام را برای هر کس که می شناسی بفرست... !


من یک مسلمانم
مرا بکش و اسمش را بگذار
خسارت بی اهمیت
مرا زندانی کن و اسمش را بگذار
اقدام امنیتی
مردم مرا تبعید کن و اسمش را بگذار
خاورمیانه جدید
منابع کشور مرا غارت کن، به کشورم تجاوز کن ، حکومت کشورم را عوض کن  و اسمش را بگذار
دموکراسی

گذری بر اهداف و انگیزه های اسلامستیزی (۲)

اسلام ستیزی در ایران
 
کشور ما ایران ، بلحاظ شرایط خاص مذهبی و بعنوان کانون اصلی تشیع  مورد توجه بنگاههای اسلام ستیزی متعددی است که علاوه بر گروههای جهانی و مراکز صهیونیستی ، نوع ویژه و خاصی از اسلامستیزی بر پایه ملی گرایی افراطی  و با هدف ایجاد تقابل کاذب میان ایران باستان و اسلام در کنار این گروهها قرار دارد. ترويج و انتشار تفكر ملی‌گرايي و به شكل افراطی آن در ايران، بعد از تجزيه امپراطور عثمانی و تشكيل سلطنت پهلوي، به اجرا درآمد. باستان‌گرايی و اسلام‌ستيزی محور برنامه‌های دوران سلطنت پهلوی بود كه با حمايت و هدايت فراماسونری، بهائيت و بخشی از زرتشتيان، اقدامات گسترده‌ای در جهت تحقق آنها انجام شد.

سياست سه‌گانه باستان‌گرايي (احياي ايران باستان) و اسلام‌ستيزي (حذف اسلام از فرهنگ مردم و نظام حاكم در ايران) و غرب‌گرايي (سلطة فرهنگ و ارزش‌هاي منفي غرب بر جامعه) موضوعی است که از دوران یاد شده تاکنون توسط قدرتهای استعماری و ایادی وابسته به آنها در اشكال متفاوت همچنان پی‌گيري مي‌شود(+).
مسئله ایران باستان همیشه چماقی بوده است که توسط این اسلامستیزان بر سر اسلام و تشیع ساخته و پرداخته شده است. شاید برخی از کشورهای اسلامی به واسطه داشتن تاریخی یک دست بدون ابتلا به این دوگانگی از این مسئله و مشکل آسوده باشند . لکن وجود تاریخی نه چندان پروضوح از ایران باستان همیشه در دستان برخی برای کوبیدن قومیت ها و تقابل با اسلام و تشیع در ایران علم شده است.


اینان شعار ایران باستان می دهند لکن زندگی عملی شان چیزی جز تبلور عینی و واقعی غرب زدگی نیست و بیشتر با تشیع و اسلام سر ناسازگاری دارند و ایران باستان دسیسه ای است در دست آنان . این حضرات افراط گرا با تفکرات نژادپرستانه چنان در احساسات ناسیونالیستی و شوونیستی خود پیش می روند که هرچه بعد از ساسانیان بر ایران رفته است را به دیده تحقیر می نگرند. در واقع حاضرند نیاکان و آل و تبار خود پس از ساسانیان را قربانی تعصبات خشک و نژادپرستانه خود نمایند آنهم صرفا در قبال ایران باستان.

گویی که پس از ساسانیان اجداد ایشان نا فرهیخته ، امل ، و بیابانگرد و متوحش بوده اند. در حالی که براستی در ایران باستان اگر چیزی هم بوده باشد از بین رفتن آن را به گردن سلوکیها و کتاب سوزی اعراب و تاخت و تاز ترکها نسبت می دهند هر چند که شواهد تاریخی خلاف آن را نشان می دهد.
چه آثاری از ایران باستان جز یکی دوکتاب کلیله و دمنه و داستان هایی نظیر
ویس و رامین !! و تخت جمشید به یادگار مانده است. طاق کسری ماندگار عصر طلایی ساسانیان ( کاخ خسرو پرویز) در برابر تخت جمشید چیزی جز خشت و گل نمی نماید. بگذریم از ازدواج با محارم(+) که براستی از مشمئز کننده ترین حوادث نادر در تاریخ بشریت و در طول تاریخ حیات انسان است.
 
در مورد همین ماجرای کتابسوزی !! می گویند اعراب کتاب ها را سوزاندند، ما می پرسیم به فرض که اعراب کتابخانه ها را به آتش کشیدند پس این مردم فرهیخته آیا در پستوی خانه ها و در گنجه مادر بزرگ هایشان کتابی نداشتند تا به یادگار بماند؟!
و یا یک سری بهانه ها و دروغهای دیگری که مجال پرداختن به آنها در این مقال نیست و انشاالله در آینده به تک تک آنها خواهیم پرداخت . در کنار این دروغپردازیها و تاریخ سازیهای کذب ،اساس کار این گروههای افراطی ، توهین به باورها و عقاید دینی مردم مسلمان ایران و تلاش در جهت تحقیر ایشان ، بواسطه توهم عظمت از دست رفته ایران در مقابل اسلام میباشد که عملاً به عرب ستیزی آشکار منجر گردیده است زیرا به باور آنها اسلام دین اعراب است و متعلق به نژاد و ملل عرب می باشد ، (استعمال مکرر و مداوم واژگانی چون  "تازی پرست" و "تازی صفت " از سوی این گروهها برای مردم مسلمان ایران دلیل آشکاری بر این ادعاست) .

حال آنکه این ادعا از اساس پوچ و باطل میباشد زیرا دین ربطی به نژاد و ملیت نداشته و امری جهانشمول است .
تمام فعالیتهای یاد شده با توسل به جعلیات و دستبرد در کتابهای تاریخی و تحریفات آشکار صورت میگیرد و با کمال تعجب صحنه گردانان این معرکه ابایی هم از دروغپردازیهای آشکار خود ندارند اگر نگاهی کوتاه به سایتها و وبلاگهای زنجیره ای و شبکه های ماهواره ای و ... بیاندازیم خواهیم دید جز تکرار و تداوم ادعاهای دروغین و توسل به فحاشی و توهین ، حرف تازه ای برای گفتن ندارند . اما همه این تلاشهای مذبوحانه حکایت از خلع سلاح شدنشان در برابر شکوه و عظمت بیکران اسلام ناب محمدی دارد.و آنچه مسلم است دین مبین اسلام روز به روز نور حیات بخش خود را در دنیا بر دلهای بیشماری تابانده و حق طلبان و آزاداندیشان بیشماری را به خود جذب می نماید .

ما در این وبلاگ با استعانت از خداوند متعال سعی خواهیم کرد به هیاهو و شبهات و دروغهایی که از سوی این جماعت به اصطلاح مدعی خرد و اندیشه اما فحاش و مغلطه گر ، ساخته و پرداخته میشود پاسخ داده و چهره نژاد پرستانه و پلید این تفکر ضد دینی و ضد انسانی را افشاء و به طالبان حق و حقیقت بشناسانیم .

حضرت پيامبر(ص) مى فرمايد:
مردم اگر به ده چيز شناخت پيدا كنند، سعادت دنيا و آخرتشان تامين است، که يكى از آن امور ، شناخت ابليس و ياورانش مى باشد.
----------------------------------------------------------------------------------------
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


مطالب مرتبط:

گذری بر اهداف و انگیزه های اسلامستیزی (۱)

گذری بر اهداف و انگیزه های اسلامستیزی (۱)

ان الدین عندالله الاسلام ... 

دين در نزد خداوند ، اسلام است.


-------------------------------
بنام خداوند روشنی بخش دلها

برخورد با اسلام و مسلمانان و مساله اسلام ستیزی در جهان غرب پدیده جدیدی نیست. این مساله ریشه تاریخی دارد و عکس العملی به گسترش اسلام می باشد. قرن بيستم، آغاز تهاجم دهشتناك نظامی و فكری غرب به جهان اسلام بود. بگونه‌ای كه مسلمانان از خود بيگانه شده و پنداشتند با الگو گرفتن از فرهنگ و ارزش‌های غربی می ‌توانند عقب‌ماندگی‌های خود را جبران كنند. نتيجه دورشدن مسلمانان از اسلام و باورهای ريشه‌دار خود، عقب‌ماندگی روزافزون در زمينه‌های اقتصادی، علمی و سياسی بود.

اسلام ستیزی با حمله به تمامیت دین اسلام به عنوان مشکل اصلی جهان و معرفی آن به عنوان افراط گرایی، امروزه حضوری جدی و تاثیرگذار در جوامع غربی و حتی رسانه های موثر بر افکار عمومی جهانی پیدا کرده است. از این منظر در تمامی درگیری هایی که مسلمانان در آن درگیر هستند، مقصر اصلی مسلمانان هستند. پرداختن به این موضوع از آن روی اهمیت می‌یابد که اکنون نقش رسانه‌های دیداری، شنیداری و نوشتاری همچون شبکه‌های ماهواره‌ای و نشریات بین‌المللی که در سطح گسترده‌ای توزیع می‌شوند، رو به تزاید است و نمی‌توان تأثیرگذاری این ابزارها را بر افکار عمومی جهانی و حتی مسلمانان نادیده گرفت.

چنانچه به تلاش این ابزارها در ارائه تصویری منفی از اسلام و مسلمانان و نیز  سنت پیامبر (ص) برای افکار عمومی نظری افکنیم، به میزان اهمیت بررسی آن چه آنان از اسلام می‌گویند و نیز پاسخ‌گویی به افتراها و شبهاتی که متوجه اسلام و مسلمانان می‌سازند، پی خواهیم برد.

غرب برای تثبیت خود و تقویت مبانی هویتی خود به دشمن نیاز دارد. تقویت «ما» به ایجاد دیگران و کشیدن خطوط تمایز ملموس با دیگران وابسته است. کمونیسم و شوروی در زمانی این نقش را برای غرب ایفا می کرد و پس از فروپاشی شوروی، این نقش را باید جهان اسلام ایفا نماید. در این چارچوب، جهان اسلام باید متحجر، غیرعقلانی، جزمی، عقب مانده، واپس گرا و خشن معرفی و پذیرفته شود.

وسایل ارتباط جمعی و نخبگان در کوششی هماهنگ دائماً اسلام را با عبارات منفی و پیوسته با عناصر نامطلوب نمایش می دهند و توانسته اند نگاه بقیه و به خصوص جوامع غربی را شکل دهند. شرق شناسی به شرق صورت کلیشه ای داده و با داستان های ساختگی با ایجاد یک سناریو، امکان معرفی بیشتر هویت غربی را داده است. این دیدگاه ها، شرق را تا ابد عقب مانده و تهدیدی برای ارزش های غرب می دانند. مسلمانان نمی توانند مثبت بیاندیشند و نمی توان آنها را به راه راست آورد. به این ترتیب شرق (مسلمانان) پدیده ای هولناک هستند که باید تحت کنترل قرار گیرند. اغلب مردم در جوامع غرب دانش چندانی نسبت به اسلام و مسلمانان ندارند و این عدم آگاهی زمینه را برای پذیرش روایت های غالب فراهم می سازد.
بدین ترتیب اسلام ستیزی تصویری از اسلام ارائه می دهد که دارای این مولفه هاست: اسلام دینی کهنه و وحشی است، از سایر ادیان مجزاست، غیرقابل انعطاف و ایستا، خشونت گرا و حامی تجاوز و تروریسم است. اسلام یک ایدئولوژی سیاسی است و ... در نتیجه خشونت علیه مسلمانان طبیعی و منطقی است.

این اندیشه امروز در غرب طرفداران زیادی دارد و جنگ علیه مسلمانان امروزه به بخشی تعیین کننده از هویت غرب تبدیل شده است. هویت غربی در برابر مسلمانان است که مولفه های خود را باز می یابد. تاریخ تکوین هویت غربی نشان می دهد که این هویت در بسیاری موارد در انعکاس به دشمن خود شکل گرفته است.

حرکت های اسلام ستیزی با انگیزه ها و اشکال مختلف در جهان غرب رو به گسترش می باشد. این جریان از رسانه ها و ابزار موثر بر افکار عمومی به صورت ماهرانه ای استفاده می کنند و در ساختن تصور توده های مردم و حتی نخبگان جوامع نقش موثری دارند. شکل دهی دشمن برای تثبیت هویت خودی، این بار به ضرر مسلمانان رقم می خورد. اقداماتی که به نام اسلام صورت می گیرد، بیشترین بهره را به این جریان ضد اسلامی می رساند.

همچنین جریان های مقاومت و مقابله با اشغالگری نیز، در روایت جریان های اسلام ستیز به عنوان تروریسم، خشونت و تحجر معرفی می گردد. از سوی دیگر واقعیت احیای هویت جهان اسلام پس از دهه های متمادی انفعال و قدرت روزافزون مسلمانان در سرتاسر جهان و به ویژه مناطق استراتژیک جهان و همچنین توسعه گسترده حضور و نقش مسلمانان در جوامع غربی، به انگیزه ها و همچنین دلایل جریان های اسلام ستیز افزوده است. بر این اساس و با توجه به روند رو به گسترش قدرت، حضور و نقش مسلمانان و زخم خوردن جریان های ضد اسلامی صهیونیستی و سلطه گران و حاکمان بر ابزار شکل دهنده افکار عمومی در جوامع غربی، به نظر می رسد تا آینده قابل پیش بینی کماکان شاهد حضور و توسعه جریان های اسلام ستیز به ویژه در کشورهای غربی خواهیم بود.

جریان های مقابله با اسلام و هادیان امواج اسلام ستیزی در جوامع غربی را می توان در گروه های مختلفی به شرح زیر دسته بندی کرد:

الف - گروه های صهیونیستی

ب  - مسیحیان صهیونیست (جریان های پروتستان فعال در آمریکا)

ج - جریان های قومی ارتدکس متضاد با مسلمانان

د - گروه های نژاد پرست و آشوبگر

ه - جریان های سیاسی

و - لائیک های مهاجر از کشورهای اسلامی

ز - ایدئولوژی های انحرافی و ضد اسلامی (همانند بهائیت و ...)

گروه های فوق هر یک به دلایل و شیوه های مستقل و خاص با اسلام و مسلمانان در تضاد و مقابله هستند. آنها در بسیاری موارد هویت خود را در تضاد با مسلمانان تعریف کرده اند و از شیوه های مختلف در تقابل با آنها بهره می گیرند.


...... ادامه دارد

--------------------------------------------------------------------------------------------

يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ (صف ۸)


مى‏خواهند كه نور خدا را با دهانهاشان خاموش كنند، و حال آنكه خدا تمام‏كننده نور- يعنى دين- خويش است هر چند كه كافران خوش ندارند.



مطالب مرتبط:
گذری بر اهداف و انگیزه های اسلامستیزی (۲)