ان الدین عندالله الاسلام ... دين در نزد خداوند ، اسلام است.
-------------------------------
بنام خداوند روشنی بخش دلهابرخورد با اسلام و مسلمانان
و مساله اسلام ستیزی در جهان غرب پدیده جدیدی نیست. این مساله ریشه تاریخی
دارد و عکس العملی به گسترش اسلام می باشد. قرن بيستم، آغاز تهاجم دهشتناك
نظامی و فكری غرب به جهان اسلام بود. بگونهای كه مسلمانان از خود بيگانه
شده و پنداشتند با الگو گرفتن از فرهنگ و ارزشهای غربی می توانند
عقبماندگیهای خود را جبران كنند. نتيجه دورشدن مسلمانان از اسلام و
باورهای ريشهدار خود، عقبماندگی روزافزون در زمينههای اقتصادی، علمی و
سياسی بود.
اسلام
ستیزی با حمله به تمامیت دین اسلام به عنوان مشکل اصلی جهان و معرفی آن به
عنوان افراط گرایی، امروزه حضوری جدی و تاثیرگذار در جوامع غربی و حتی
رسانه های موثر بر افکار عمومی جهانی پیدا کرده است. از این منظر در تمامی
درگیری هایی که مسلمانان در آن درگیر هستند، مقصر اصلی مسلمانان هستند.
پرداختن به این موضوع از آن روی اهمیت مییابد که اکنون نقش رسانههای
دیداری، شنیداری و نوشتاری همچون شبکههای ماهوارهای و نشریات بینالمللی
که در سطح گستردهای توزیع میشوند، رو به تزاید است و نمیتوان تأثیرگذاری
این ابزارها را بر افکار عمومی جهانی و حتی مسلمانان نادیده گرفت.
چنانچه
به تلاش این ابزارها در ارائه تصویری منفی از اسلام و مسلمانان و نیز سنت
پیامبر (ص) برای افکار عمومی نظری افکنیم، به میزان اهمیت بررسی آن چه
آنان از اسلام میگویند و نیز پاسخگویی به افتراها و شبهاتی که متوجه
اسلام و مسلمانان میسازند، پی خواهیم برد.

غرب برای تثبیت خود و تقویت مبانی هویتی خود به دشمن نیاز دارد. تقویت «ما»
به ایجاد دیگران و کشیدن خطوط تمایز ملموس با دیگران وابسته است. کمونیسم و
شوروی در زمانی این نقش را برای غرب ایفا می کرد و پس از فروپاشی شوروی،
این نقش را باید جهان اسلام ایفا نماید. در این چارچوب، جهان اسلام باید
متحجر، غیرعقلانی، جزمی، عقب مانده، واپس گرا و خشن معرفی و پذیرفته شود.
وسایل ارتباط جمعی و نخبگان در کوششی هماهنگ دائماً اسلام را با عبارات
منفی و پیوسته با عناصر نامطلوب نمایش می دهند و توانسته اند نگاه بقیه و
به خصوص جوامع غربی را شکل دهند. شرق شناسی به شرق صورت کلیشه ای داده و با
داستان های ساختگی با ایجاد یک سناریو، امکان معرفی بیشتر هویت غربی را
داده است. این دیدگاه ها، شرق را تا ابد عقب مانده و تهدیدی برای ارزش های
غرب می دانند. مسلمانان نمی توانند مثبت بیاندیشند و نمی توان آنها را به
راه راست آورد. به این ترتیب شرق (مسلمانان) پدیده ای هولناک هستند که باید
تحت کنترل قرار گیرند. اغلب مردم در جوامع غرب دانش چندانی نسبت به اسلام و
مسلمانان ندارند و این عدم آگاهی زمینه را برای پذیرش روایت های غالب
فراهم می سازد.
بدین ترتیب اسلام ستیزی تصویری از اسلام ارائه می دهد که دارای این مولفه
هاست: اسلام دینی کهنه و وحشی است، از سایر ادیان مجزاست، غیرقابل انعطاف و
ایستا، خشونت گرا و حامی تجاوز و تروریسم است. اسلام یک ایدئولوژی سیاسی
است و ... در نتیجه خشونت علیه مسلمانان طبیعی و منطقی است.
این اندیشه امروز در غرب طرفداران زیادی دارد و جنگ علیه مسلمانان امروزه
به بخشی تعیین کننده از هویت غرب تبدیل شده است. هویت غربی در برابر
مسلمانان است که مولفه های خود را باز می یابد. تاریخ تکوین هویت غربی نشان
می دهد که این هویت در بسیاری موارد در انعکاس به دشمن خود شکل گرفته است.
حرکت های اسلام ستیزی با انگیزه ها و اشکال مختلف در جهان غرب رو به گسترش
می باشد. این جریان از رسانه ها و ابزار موثر بر افکار عمومی به صورت
ماهرانه ای استفاده می کنند و در ساختن تصور توده های مردم و حتی نخبگان
جوامع نقش موثری دارند. شکل دهی دشمن برای تثبیت هویت خودی، این بار به ضرر
مسلمانان رقم می خورد. اقداماتی که به نام اسلام صورت می گیرد، بیشترین
بهره را به این جریان ضد اسلامی می رساند.
همچنین جریان های مقاومت و
مقابله با اشغالگری نیز، در روایت جریان های اسلام ستیز به عنوان تروریسم،
خشونت و تحجر معرفی می گردد. از سوی دیگر واقعیت احیای هویت جهان اسلام پس
از دهه های متمادی انفعال و قدرت روزافزون مسلمانان در سرتاسر جهان و به
ویژه مناطق استراتژیک جهان و همچنین توسعه گسترده حضور و نقش مسلمانان در
جوامع غربی، به انگیزه ها و همچنین دلایل جریان های اسلام ستیز افزوده است.
بر این اساس و با توجه به روند رو به گسترش قدرت، حضور و نقش مسلمانان و
زخم خوردن جریان های ضد اسلامی صهیونیستی و سلطه گران و حاکمان بر ابزار
شکل دهنده افکار عمومی در جوامع غربی، به نظر می رسد تا آینده قابل پیش
بینی کماکان شاهد حضور و توسعه جریان های اسلام ستیز به ویژه در کشورهای
غربی خواهیم بود.
جریان های مقابله با اسلام و هادیان امواج اسلام ستیزی در جوامع غربی را می توان در گروه های مختلفی به شرح زیر دسته بندی کرد:
الف - گروه های صهیونیستی
ب - مسیحیان صهیونیست (جریان های پروتستان فعال در آمریکا)
ج - جریان های قومی ارتدکس متضاد با مسلمانان
د - گروه های نژاد پرست و آشوبگر
ه - جریان های سیاسی
و - لائیک های مهاجر از کشورهای اسلامی
ز - ایدئولوژی های انحرافی و ضد اسلامی (همانند بهائیت و ...)
گروه های فوق هر یک به دلایل و شیوه های مستقل و خاص با اسلام و مسلمانان
در تضاد و مقابله هستند. آنها در بسیاری موارد هویت خود را در تضاد با
مسلمانان تعریف کرده اند و از شیوه های مختلف در تقابل با آنها بهره می
گیرند.
...... ادامه دارد
--------------------------------------------------------------------------------------------
يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ
بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ (صف ۸)
مىخواهند كه نور خدا را با دهانهاشان خاموش كنند، و حال آنكه خدا تمامكننده نور- يعنى دين- خويش است هر چند كه كافران خوش ندارند.
مطالب مرتبط:
گذری بر اهداف و انگیزه های اسلامستیزی (۲)