توهین اسلام ستیزان به اسامی عربی رایج در فارسی
سید حمید حسینی
دشمنان اسلام که این روزها از گسترش روزافزون این آیین در سراسر جهان و حتی کشورهای غربی به وحشت افتادهاند، نهایت تلاش خود را برای مقابله با این آیین آسمانی به کار گرفتهاند و از هیچ اقدامی در تخریب چهرۀ دین در میان اقشار گوناگون جامعه و بهویژه نسل جوان فروگذار نمیکنند. یکی از این اقدامات، انتشار گستردۀ شبهات در فضای مجازی است. چندی پیش یکی از دوستان مطلبی را برایم فرستاد و اصرار داشت پاسخ آن را تهیه کنم. آن مطلب را فردی با نام سیاوش اوستا نوشته بود تا به خیال خود مردم مسلمان ایران را از انتخاب نامهای اسلامی منصرف و آنان را از فرهنگ و آداب دینی جدا کند. البته نگاهی به پایگاههای اینترنتی مرتبط و اعلام هزینههای روش مورد نظر نویسندۀ محترم برای ازدواج، نشان میدهد انگیزۀ ایشان صرفا اعتقادی نیست و گویا اهداف و منافع مالی نیز در نگارش چنین مطالبی نقش داشته است.
وی در این نوشتار تلاش کرده است با ظاهری به اصطلاح علمی به ریشۀ واژههای عربی و مفاهیم آنها بپردازد و از آن طریق نشان دهد الفاظ خطبۀ عقد ازدواج و بسیاری از اسامی عربی دارای بار منفی معنایی است و ایرانیان بدون توجه به معنای اصلی واژهها از این الفاظ استفاده میکنند. اما غرضورزی و کمسوادی وی موجب شده تا در این مطلب، بدیهیترین اصول علم لغتشناسی را زیر پا بگذارد و نوشتۀ خود را برای کسی که اندک اطلاعی از زبان عربی داشته باشد به متنی طنز تبدیل کند. در این مجال با مراجعه به منابع اصیل زبان عربی مروری اجمالی و گذرا بر مطالب این لغتشناس بزرگ! خواهیم داشت تا میزان سواد و قوت منطق او بیشتر روشن شود.
نخستین نکتهای که در نوشتار وی بیان شده، القای مفهومی زشت و توهینآمیز برای الفاظ خطبۀ عقد ازدواج است. جناب اوستا با بیان این دروغ بزرگ که خطبۀ ازدواج مربوط به بعد از رحلت پیامبر اسلام (ص) است و برای به ازدواج در آوردن کنیزانی که در جنگ با ایرانیان به غنیمت گرفته شده بودند استفاده میشده، میخواهد احساسات ملت ایران را تحریک و با جعل معنایی ناشناخته از واژۀ "نکح"، آن را با جفتگیری برخی حیوانات مرتبط ساخته و آن را توهین به شخصیت زن بهشمار آورد. این در حالی است که اولا خطبۀ عقد ازدواج، مربوط به پیش از اسلام است و به جنگ ایران و کنیزان آن مربوط نیست. ثانیا واژۀ نکاح معنایی فراتر از ازدواج ندارد و مشخص نیست این که دو نفر رسما بیان کنند یکدیگر را به همسری برگزیدهاند، از چه جهت زشت و غیر اخلاقی است؟! و ثالثا بر خلاف ادعای ناشیانۀ این نویسنده، در عقد ازدواج، واژۀ "انکحت" مربوط به مرد یا وکیل او نیست. این زن است که باید ابتدا با استفاده از چنین واژههایی، همسری خود را اعلام کند و مرد با واژههایی دیگر این پیمان را بپذیرد.
وی سپس به موضوع اسامی عربی و اسلامی میپردازد و دلیل استقبال ایرانیان از این گونه اسامی را ناآگاهی آنان نسبت به ریشه و مفهوم اصلی این واژهها ذکر میکند. این لغتشناس آگاه! برای اثبات ادعای خود، بدون استناد به مرجعی علمی، معانی عجیب و بیربطی را برای تعدادی از اسامی عربی بیان میدارد تا به هدف خود در تخریب فرهنگ اسلامی نزدیکتر شود. برای بررسی میزان سواد و انصاف این پژوهشگر بزرگ! کافی است به منابع معتبر لغتشناسی عربی مراجعه و برخی از معانی ذکر شده در نوشتار او را با آنچه در این منابع علمی آمده مقایسه کنیم:
نخستین واژۀ مورد انتقاد جناب اوستا پیشوند غلام در اسامی فارسی است. وی اگر چه تلویحا پذیرفته است که این واژه در فارسی معنایی جدید پیدا کرده و برای خادم بهکار میرود، اما با این حال تلاش کرده با دخل و تصرف در مفهوم ریشۀ عربی این لغت و مرتبط ساختن آن با مفاهیم غیراخلاقی، ذهنیتی همچون ذهنیت آلودۀ خود برای مخاطب ایجاد کند. این در حالی است که در منابع معتبر لغتشناسی، کلمۀ غلام، مفهومی جز نوجوانی که به سن بلوغ رسیده و موهای پشت لبش در حال روییدن است ندارد.
مقایسۀ معنای دقیق دیگر واژهها و اسامی عربی با آنچه جناب سیاوش اوستا بیان کرده نیز میتواند میزان دانش و پایبندی وی به اصول اخلاقی را مشخص کند:
|
معنای ذکر شده در کتابهای لغت (العین، صحاح، تاجالعروس و لسانالعرب) |
معنای ذکر شده توسط سیاوش اوستا |
واژه |
|
کسی که چهرهای گرد و پرگوشت دارد |
فرزند خیكی و چاق |
کلثوم |
|
جوجه مرغ و بچۀ شیر |
هسته خرما و یا زن سیاه و زشت |
حفصه |
|
زنی که نوزادش را پیش از دورۀ طبیعی به دنیا میآورد |
سقط جنین شتر |
خدیجه |
|
زنی که از مردان کناره گرفته و به آنان میلی ندارد |
زنی كه هوس مرد و همخوابگی دارد |
بتول |
|
مصغر سماء به معنی آسمان یا مصغر اسماء به معنی نامها است |
از سم میآید و به اندازه زهری كه در چیزی باشد |
سمیه |
|
مایۀ سکون و آرامش |
بانوی گدا و خوار و بیچاره |
سکینه |
|
از ریشۀ رقی است به معنی زنی که ارتقا یافته و پیشرفت کرده است |
از ریشه رق میآید، به معنای افسون و جادو و نیرنگ |
رقیه |
|
زن باکره |
هر آن چیزی كه سوراخ نشده باشد |
عذراء |
|
رودخانه |
ماده شتری كه شیر بسیار داشته باشد |
جعفر |
|
شکافندۀ دانشها |
طرف همچون گاو چیز میداند |
باقرالعلوم |
|
شیری که از او فرار میکنند |
اخمو، ترشرو، ترسناك و بدخو |
عباس |
|
فرو خورندۀ خشم |
لال بودن، گنگ و بیزبان و خاموش |
کاظم |
|
کسی که نان خشک را خرد و ترید میکند (و دیگران را اطعام میدهد) |
نان فروش دورهگرد |
هاشم |
|
حیدره کلمهای عربی و به معنای شیر است |
مخلوطی است از عربی و پارسی، حی یعنی زنده و در یعنی دریدن! حیدر به كسی گفته اند كه انسانها را زنده زنده پاره میكرده است |
حیدر |
همانگونه که ملاحظه میکنید، بسیاری از معانی ذکر شده توسط جناب اوستا نسبتی با معنای اصلی واژهها ندارد و در برخی موارد، اغراض و کینهها سبب شده است تا مفاهیم کاملا وارونه و متضاد جلوه داده شود. وی سپس همین شگرد را در مورد واژۀ موالی به کار برده و ادعا کرده است اعراب مسلمان، ما ایرانیان را به بردگی گرفته و به همین دلیل ما را موالی مینامیدهاند. این در حالی است که اصطلاح موالی در میان اعراب به معنی عموزادگان بوده است و مسلمانان وقتی بردهها را آزاد میکردند، برای آن که همبستگی خود را با آنان نشان دهند و همچون عضوی از خانوادۀ خود از آنها حمایت کنند به آنان موالی یا عموزادگان میگفتند.
جناب اوستا در بخش پایانی نوشتار خود به واژۀ سید پرداخته و اینگونه وانمود کرده است که اعراب برای القای برتری خود بر ایرانیان، این واژه را به نوادگان پیامبر اسلام (ص) اختصاص دادهاند. وی سپس در درستی انتساب بسیاری از مدعیان سیادت تشکیک کرده و برای تقویت ادعای خود، با انکار بدیهیترین مسلمات تاریخی، اعلام کرده است امام موسی کاظم (ع) همسر و فرزندی نداشتهاند. این ادعاها نیز مانند مطالب قبلی، نشاندهندۀ بیاطلاعی یا غرضورزی این نویسنده است. با اندکی بررسی مشخص میشود اساسا عربزبانان برای نوادگان پیامبر اسلام (ص) واژۀ سید را بهکار نمیبردهاند و هماکنون نیز در کشورهای عربی برای سادات از واژههایی چون شریف و مانند آن استفاده میشود. گذشته از آن، برخلاف ادعای جناب اوستا، سید بودن هیچگونه برتری و تبعیض اجتماعی یا اقتصادی را برای افراد در پی نداشته و ندارد. ادعای معاف بودن سادات از پرداخت خمس ادعایی نادرست است و تعلق بخشی از خمس به فقرای سادات نیز به عنوان جایگزین زکات در احکام اسلامی تعیین شده است. با توجه به این نکات مشخص میشود تعابیری چون سید، صرفا به دلیل عشق و ارادت مردم به پیامبر اسلام و نوادگان آن حضرت رواج یافته و از سوی پیشوایان دین و با هدف ایجاد طبقهای اجتماعی ترویج نشده است. صحت انتساب بسیاری از سادات ایران به خاندان نبوت با استناد به دانش نسبشناسی تایید شده و با توجه به مهاجرت گستردۀ علویان که بر اثر ظلم و ستم عباسیان به ایران میگریختند، تعداد فراوان سادات در این منطقه کاملا طبیعی است.
البته باید توجه داشت که هر آنچه در فرهنگ عربی مورد پسند و رایج باشد، لزوما بیانگر فرهنگ اسلامی نیست و آنچه بیان شد به معنی دفاع از اسامی و فرهنگ عربی و ترجیح آن بر فرهنگ فارسی نخواهد بود. اسلام حقیقتی برتر و متعالی است که در محدودۀ فرهنگ و آداب و رسوم قومی خاص نمیگنجد و چه بسا در میان ایرانیان بیش از عربزبانان پذیرفته و به فرهنگی بومی تبدیل شده باشد. هدف از این نوشتار نشان دادن ضعف منطق و دانش دشمنان اسلام و پاسخ به حملات گستردهای بود که با سلاح مغالطه و دروغ، باورها، مقدسات و علائق دینی مردم این سرزمین را نشانه گرفته است.
قسمتي از حق را ميگيرند و با قسمتي از باطل مخلوط ميكنند و به هم ميآميزند. اين جاست كه شيطان بر دوستان خود چيره ميشود و تنها آنان كه مورد رحمت خدا بودند نجات مييابند(نهج البلاغه ، خطبه ی ۵۰) . بیایید برای هم دعا کنیم.